درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان صاعقه
اشعاری از خودم و ابجی فروغ
چون سنگها صدای مرا گوش می کنی
بار نوبهاری و خواب دریچه را ازضربه های وسوسه مغشوش می کنی دست مرا که ساقهء سبز نوازش است بابرگ های مرده همآغوش می کنی گمراه تر از روح شرابی و دیده را درشعله می نشانی و مدهوش می کنی ای ماهی طلائی مرداب خون من خوش باد مستیت، که مرا نوش می کنی تو درهء بنفش غروبی که روز را برسینه می فشاری و خاموش می کنی در سایه ها ، فروغ تو بنشست و رنگ باخت اورا به سایه از چه سیه پوش می کنی ؟ خوب بید خودم نوشتم ها !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! گی و ناشنیده فراموش می کنی نظرات شما عزیزان: دو شنبه 16 بهمن 1391برچسب:, :: 20:5 :: نويسنده : مهدی میکلانی
![]() ![]() |