درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
نويسندگان صاعقه
سبو بشکست و دل بشکست و جام باده بشکست خدایا در سرای ما چه بشکن بشکنه بشکن من نمی شکنم بشکن !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت: خوبه اون روز آفتابی نبوده !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گلبولهای سفیدم فدای باکتری های وجودت (پیامک پزشکی- بهداشتی !)
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
اگر کردی مراروزی فراموش در آید در دماغت ۱۰۰ عدد جوش !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگران نباش ما برات دعا می کنیم !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
گل خوش بو ی من باش تا محتاج ادکلن فرانسوی نباشی!!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه شب ستاره آرزو ها از آسمون اومد پایین گفت : یه آرزو بکن منم تو رو خواستم گفت نمیشه گفتم چرا ؟ گفت : ما تو جنس بنجل نیستیم !!!
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خانوم در حالی که جدول حل میکرد از شوهرش پرسید : یک اختراع نام ببر برای جبران اشتباهات بشر ! شوهر گفت : محضر طلاق !!!
.. نظرات شما عزیزان: شنبه 28 بهمن 1391برچسب:, :: 13:20 :: نويسنده : مهدی میکلانی
![]() ![]() |